
حتی از شنیدن اینکه لحظهای احساس تنهایی کردهای غمزده میشوم. میدانم این خواسته که آسیبی به کسانی که دوستشان داریم نرسد، خواسته ناممکنی است، میدانم زندگی برای هر کسی پر از بالا و پایین و خوشی و ناخوشی است، حتی میدانم باید بپذیرم که ممکن است گاهی نتوانم مرهم زخمهایت باشم، اما هر شب به این فکر میکنم که ای کاش ممکن بود از بین همه آدمهای دنیا تو هیچ رنجی نکشی. از فکر اینکه مثل هر انسان دیگری زندگی تو هم بالا و پایین میشود دل آشوب میشوم و دلم میخواست کاش وردی جادویی بلد بودم و میخواندم تا از تمام زندگی ...
ادامه مطلب
توی تاریکی می تابم. تنم خستست و روحم پریشونه. یه نوری میبینم، میام سمتش و اون ته ته نوره تو رو میبینم. صبر کن... میرسم بهت....
ادامه مطلب
میدونی نهایت دوست داشتن چیه؟ اینکه حتی اگه خیال یه آیندهی خوب توی سرت باشه با تصور بدحال بودن اونی که دوستش داری، خیال قشنگت بشه یه کابوس.xa0 ...
ادامه مطلب